باز من دیوانه

من مست

نی زنان در کوچه های عشق 

نی می زنم و میرقصم

می خوانم

و با جام می در دست

به یاد تو

به عشق تو

مستانه سر میکشم

دف می زنم

دایره زنان می چرخم و می چرخم

بیصدا

نام تو را

هق هق کنان میخوانم

در آن کوچه بن بست عشق اولین بوسه هامان

بی تو

 به خود رسیدم

جام دیوانگیت به دیوار نفرت

بشکستم و گریستم آی گریستم

شعر از سپنتامهر