همیشه آواز در تمام اداوار تاریخی یکی از زیباترین و دلنشین ترین اواها می باشد که بامهارتی خاص و زیبا توسط افراد از حنجره به بیرون هدایت می شود  آواز را می توان اینگونه تعریف کرد .

آواز عبارت است از به کار بردن صدا بنا بر قوانین و اصول موسیقی و مناسب ترین وسیله برای بیان احساسات و هیجانات است . زیبنده ترین صدای برآمده از حنجره و تار های صوتی انسان آواز است ، عده ای آواز را برای احساس لذت و مطبوعیت آن و عده ای برای فراموش کردن خستگی و عدم توجه به گذشت زمان و برخی دیگر برای تخفیف یا زائل کردن یک حالت روحی به کار می برند . عده ای نیز برای برانگیختن قوه تخیل و تصور شنوندگان خود از آواز کمک می گیرند . در موسیقی ایرانی لطف و دلربایی به ساز و آواز بستگی دارد . آواز های ایرانی نمودار حالات درونی انسان می باشند خواه شاد یا غمگین نهفته های درونی را آشکار و پستی و بلندی را برای تفکر و اندیشه هموار می سازند . آواز ایرانی در اکثر موارد ضرب به خصوصی ندارد ، نوازنده و خواننده در حین اجرا به تناسب ذوق خود چیزی بدان می افزایند یا از آن می کاهند به این کاستن و افزودن که در چهار چوب و قالبی مشخص به نام ردیف انجام می گیرد بداهه خوانی و بداهه نوازی می گویند . آواز سنتی ایران چهارچوبی دارد که آن را ردیف آوازی می گویند و هر آوازی که خوانده می شود همیشه بر دستگاهی از هفت دستگاه ردیف منطبق است .کسی که با ردیف آوازی آشنایی داشته باشد پس از شنیدن یک قطعه ی آوازی می تواند دستگاه و گوشه ی مربوط به آن قطعه را تشخیص دهد .

با تشکر الف مهر(احمد سپنتامهر)

برای ادامه به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید


اجزای آواز سنتی

درآمد

    در اجرای هر آوازی معمولاًدر ابتدا درآمد خوانده می شود ، درآمد اولین گوشه ی هر دستگاه و یا آواز می باشد و شنونده با شنیدن درآمد بلافاصله تشخیص می دهد که خواننده قصد اجرای چه دستگاه یا آوازی را دارد .

    در شروع درآمد کشش صدا زیاد است . هر دستگاه یا آوازی یک یا چند درآمد دارد و گوشه های هر دستگاه یا آواز نیز به نوبه ی خود دارای درآمدی کوتاه هستند . چنانکه در قدیم رسم بود که استاد به شاگرد می گفت : سلمک را درآمد کن .

    در اجرای درآمد خواننده ، شنونده را آماده شنیدن قطعات اصلی دستگاه می کند و در ابتدا به او می فهماند که حال و هوای دستگاه چگونه است و در چه حالتی باید دنباله رو داستان موسیقی باشد .

فرود

    فرود نیز مانند درآمد در اجرای آواز اهمیت ویژه ای دارد ، همانگونه که شنونده از درآمد یک آواز تشخیص می دهد که چه دستگاه یا آوازی قرار است خوانده شود از فرو نیز درمی یابد که چه دستگاه یا آوازی اجرا شده است . لیکن فرود به عنوان یک گوشه مطرح نمی شود بلکه برای خاتمه دادن به یک گوشه مورد استفاده قرار می گیرد .

    هر دستگاه یا آوازی فرود منحصر به فرد خود را دارد و چنانچه فرود صحیح اجرا نشود آواز دلنشین و مطبوع نخواهد بود . زمانی که خواننده مثلاً در آغاز اجرای آواز خود درآمد ماهور را می خواند باید در انتها نیز فرود ماهور را اجرا کند در اجرای آواز مرکب یا در مرکب خوانی ممکن است خواننده در دستگاه ها یا آواز های مختلف گوشه هایی را بخواند و اصطلاحاً مدگردی کند ولیکن در انتها به همان دستگاهی فرود می آید که از آن شروع به خواندن کرده است .

مثنوی

    در برخی دستگاه ها و آواز ها گوشه ای تحت عنوان مثنوی دیده می شود ، مثنوی در حقیقت گل چینی از گوشه های دستگاه یا آواز مربوطه است و دارای درآمد و فرود نیز می باشد . در اجرا ی مثنوی معمولاً کشش صدا بیشتر است .

تحریر

    تحریر صوتی آهنگین است که در اثر عبور هوا و ارتعاش تار های صوتی به وجود می آید و به اشکال مختلفی از حلق بیرون داده می شود . شکل تحریر ها بنابر سلیقه ی افراد می تواند فرم های متفاوتی به خود بگیرد که این فرم ها را ادوات تحریر می گویند .

    خوانندگان قدیم به تحریر اهمیت زیادی می دادند لذا بلبل را سرمشق خود قرار داده و تنوع تحریر را از آواز پرنده ی خوش آهنگ آموختند .

    تحریر در حقیقت گردش صدا است با آگاهی کامل و دانستن فنون آوازی که توسط ساختمان حنجره تولید می شود .

    تحریر از مختصات آواز ایرانی است و اگر خواننده ای در آوازش تحریر های به جا و صحیح نداشته باشد آوازش مطبوع نخواهد بود .

تصنیف

    عبارت است از یک قطعه موسیقی توأم با شعر که دارای وزن ریتمیک است .

پیوند آواز و شعر

    آواز توأم با شعر پربارترین گنجینه های معنوی هر قوم و نژاد را به گوش جان شنونده می رساند . آواز ایرانی پیوستگی عمیقی با ادبیات فارسی دارد و شعر فارسی یکی از پایه های اصلی آواز ایرانی به شمار می رود . پیوند آواز با شعر نه در کشور پهناور ایران بلکه در اقصی نقاط کشورهایی که روزگاری جزء مسلم ایران کنونی بوده اند به چشم می خورد . آواز مکمل شعر و موسیقی است و در برخی ممالک مانند افغانستان ساز و آواز هردو از شعر پیروی می کنند و شعر برای جلوه گر ساختن آواز به کار می رود . قرن ها شاعران و غزل سرایان ایران غزل را مناسب ردیف و تصنیف را در خور تغنی می سرودند و در حقیقت پیوسته بین شعر و موسیقی تقارن و تعاونی وجود داشته است .  دستگاه ها محملی مناسب برای اشعار نغز گذشتگان هستند گویی اوزان عروض با ردیف ها توانمند و یکی مکمل دیگری است .

    آواز ایرانی همواره بدین بالیده است که بر بنیاد شعر فارسی استوار است و خواننده ی موسیقی سنتی کسی است که می کوشد به یاری موسیقی پیام شعر را به گوش جان مخاطب برساند و همواره شعری که بر می گزیند با دستگاه و حتی گوشه ای که قرار است اجرا شود هماهنگ است و اگر چنین نباشد ضعف خواننده و نداشتن دانش شعری و موسیقیایی وی را نشان می دهد . نا هماهنگی بین شعر و دستگاه انتخاب شده موجب ملال و دل زدگی شنونده از آواز می شود . شعر کلامی آهنگین است و آواز شعری موسیقیایی .

آواز ایرانی و نت

    اکثریت هنر جویان آواز سنتی ایران با نت بیگانه اند زیرا آواز ایرانی به صورت سینه به سینه یا اصطلاحاً گوشی تدریس می شود . هنر جوی آواز ردیف آوازی را گوشه به گوشه از استاد خود فرا می گیرد و به ذهن می سپارد . دلیل این نوع تدریس و فراگیری این است که آواز ایرانی نوشتنی نیست و نمی توان آن را به نت در آورد و نوشت زیرا که از ظرافت های خاصی برخوردار است و این ظرافت ها حسی است و نمی توان آن ها را نوشت .

    موسیقی ایرانی در کل موسیقی حافظه است یک خواننده برای فراگیری آواز سنتی باید ردیف را حفظ کند و اجرای یک برنامه حرفه ای برای یک خواننده ی آواز سنتی بدون دانستن و محفوظ داشتن ردیف امری نا ممکن است . در تدریس هنرجویان ساز های ایرانی نت مورد استفاده قرار می گیرد ، لیکن برخی از اساتید نیز نواختن ساز را به صورت گوشی آموزش می دهند و از نت استفاده نمی کنند . اما در تدریس آواز ایرانی به طور کلی نت خوانی و استفاده از نت مرسوم نمی باشد و مورد استفاده قرار نمی گیرد .

بداهه خوانی و بداهه نوازی

    موسیقی ایرانی برخلاف موسیقی غربی که آن را علمی محض می دانند بیشتر هنری و به معیار ذوق و احساس و طبیعت بشری نزدیک است ، چرا که این موسیقی بر بداهه خوانی و بداهه نوازی که زاده ی ابتکار و قوه ی خلاقه ی خواننده و نوازنده است استوار می باشد . ئ

بداهه خوانی و بداهه نوازی یعنی اجرای قطعه در چهار چوب ردیف و بر اساس ذوق و سلیقه ی خواننده و نوازنده ، به عبارت دیگر بداهه نواختن و یا بداهه خواندن را می توان ابداع و ایراد یک قطعه در دم تعبیر کرد .

    نوازنده برای اجرا دستگاهی از هفت دستگاه ردیف موسیقی را برگزیده به تناسب ذوق خود و با رقص انگشتان روی دسته ی ساز قطعه ای را می نوازد که پیش از آن در هیچ کجا مکتوب نبوده است . ، این امر بیانگر رابطه ی عمیق موسیقی سنتی ایران و احساس ذوق آدمی است .

مرکب خوانی

    مدگردی در واقع بیان دیگری از مرکب خوانی است و هر دو یک مفهوم را می رساند . سیر اجمالی در دستگاه های موسیقی با استفاده از گوشه های رابط مثلاً رفتن از آواز بیات اصفهان به دستگاه شور با استفاده از گوشه ی شور در بیات اصفهان و یا رفتن از دستگاه شور به آواز بیت اصفهان با استفاده از گوشه رابط حسینی .

    اجرای مرکب خوانی نیاز به مهارت بسیار زیادی دارد و خواننده باید به ردیف تسلط کامل داشته باشد و بتواند گوشه های رابط بین دستگاه ها و یا آواز ها (نغمه ها ) را تشخیص دهد . به عنوان مثالی دیگر می توان رفتن از آواز ابوعطا به آواز بیات اصفهان از طریق گوشه ی چهار پاره در ابوعطا را ذکر کرد . لازم به ذکر است که در مرکب خوانی وقتی خواننده در یک دستگاه شروع به خواندن می کند و سپس با استفاده از گوشه های رابط به دستگاه و یا آواز دیگری می رود در نهایت به همان دستگاهی که از آن شروع به خواندن کرده است فرود می آید و این امر نیز با استفاده از گوشه های رابط صورت می پذیرد .

دستگاه موسیقی

    کلمه ی دستگاه ممکن است از معانی زیر گرفته شده باشد . مجموع اجزای یک آهنگ که در یک گام یا یک مقام با حفظ فواصل مخصوص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد . مجموع اجزای یک واحد شناخته شده که هریک نقش مستقلی دارند و در عین حال کلاض به هم وابسته اند و با هماهنگی کامل برای حصول به یک نتیجه کلی کار می کنند . محل و موقعیت دست روی ساز 

به طور کلی دستگاه در موسیقی یرانی یعنی تشکل و توالی منظم گوشه ها .اجزای تشکیل دهنده ی یک دستگاه و یا یک آواز را گوشه می نامند . مانند گوشه ی صدری در آواز افشاری یا گوشه ی دلکش در دستگاه ماهور . گوشه ها بر دو نوع می باشند . گوشه های تسلسلی و گوشه های مستقل . گوشه های تسلسلی گوشه هایی هستند که پشت سر هم اجرا می شوند و در واقع برای اجرای این گوشه ها به صورت پیوسته نیازی به فرود نمی باشد . مانند گوشه های درآمد ، جامه دران ، حصار ، قرایی در آواز افشاری . گوشه های مستقل گوشه هایی هستند که پیوستگی خاصی به گوشه های دیگر ندارند مثل صدری در آواز افشاری .

موسیقی سنتی در قدیم شامل 12 مقام بوده است . در مورد پیدایش دستگاه های موسیقی و وجود عدد 12 در مجموع دستگاه ها و آواز ها بحث های بسیاری شده است . در خصوص راز حکمت عدد 12 چنین می توان گفت که این عدد رابطه سمبلیک با 12 امام در آیین شیعه دارد و تدوین کننده ی آن صفی الدین ارمدی می باشد . وضع اصطلاح دستگاه و تقسیم بندی آن با هفت قسمت احتمالاً از اواسط دوران قاجاریه می باشد .

آواز های ایرانی را به سه قسمت متمایز می توان ترتیب نمود :

دستگاه ، نغمه و گوشه

و اگر دستگاه را ولایت و نغمات را شهر و گوشه ها را خانه تعبیر کنیم ، نغمه در واقع بیانی از واژه های آواز می باشد که شرح می دهیم . مرحوم استاد روح الله خالقی تعداد دستگاه های موسیقی سنتی را هفت دستگاه می داند که به ترتیب از این قرارند :

شور ، همایون ، سه گاه ، چهار گاه ، ماهور ، راست پنجگاه ، نوا

همچنین نغمه ی بیات اصفهان یا آواز بیات اصفهان را در دستگاه همایون و آواز های ابوعطا ، بیات  ترک ، دشتی و افشاری را در دستگاه شور می دانند . همانگونه که ذکر شد واژه ی نغمه به معنای آواز در معنی خاص می باشد . آواز کرد بیات نیز از متعلقات دستگاه شور می باشد ولی در ردیف به صورت یک آواز مستقل به شمار نمی رود .

آواز ها نیز گوشه های مربوط به خود را دارند و همچنین هریک دارای درآمد منحصر به فرد خود هستند ، درست به مانند دستگاه ها .

دستگاه های موسیقی ایرانی در هر دم و برای هر حالتی سخنی برای گفتن دارند ، ماهور نشاط آور و امید آفرین است ، چهار گاه متناسب با مراسم شادی و سرور است ، سه گاه برای بیان احساس غم و اندوه مناسب است و همایون حالتی با شکوه و نصیحت آموز دارد . آواز بیات اصفهان آواز یاست نه چندان غم انگیز و نه چندان جسور و حالت سلامت و حکایت را ایجاد می کند . راست پنج گاه به قولی خود یک مرکب خوانی است و دستگاهی است که در آموزش معمولاً آخر از همه تدریس می شود . گام راست پنجگاه و گام ماهور یکی است

منابع: سایت رسمی اواز ایرانی- ویکی پدیا و ...