شعر از یک شاعر

کاش می شد گاهی پروانه شد

به گذشته رفت و دیوانه شد

کاش می شد تا ابد در حال بد

ماند و آه کشید و آخر روانه شد

کاش می شد آرزویی در سر نداشت

تا با هر شادی ای مستانه شد

کاش می شد در این دل دیوانه

احساس نداشت و بیگانه شد

شعر ارسالی از پریسا گرامیان

/ 24 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

سلام. من دوست دارم نویسنده شم خوشحال میشم اگه به وبلاگم سربزنین و نظرتونو بگید. خیلی اینجوری بهم کمک میشه ممنون

اذرخش

سلام من تو وبم یه داستان دنباله دار شروع کردم دوس دارم شما بخونید وبا توجه به تجربیاتتون منو کمک کنید اگه به وب من سر بزنید خوشحال میشم[گل]

avaze irani

به وبلاگ نویسندگی ما هم سری بزنید. تبادل لینک

حوا

ادبیات رو دوست دارم و عاشق نوشتن هستم . دوست دارم کسی که متخصص هست منو راهنمایی کنه برای بهتر نوشتن .

سورنا

سلام.شمارو برای این وبلاگ عالی تحسین میکنم.من دانشجوی گرافیکم و قصد دارم برای پایان نامم که ترم بعده یه نمایشنامه رو تصویرسازی کنم شاعرم و دوستان تئاتریم عقیده دارن میتونم نمایشنامه نویس خوبی بشم...میخوام نمایشنامه خودم رو تصویرسازی کنم...میشه کمکم کنیدکه اصلا چطور میشه نوشت...میشه منم از جزوات شماوراهنمایی هاتون ...استفاده کنم.؟کاملا نگاه حرفه ای و هنری میخوام داشته باشم...ممنون میشم واقعا..

باران

این شعر خیلی قشنگ و پرمفهوم بود

پیرامید

پریسا جان! من نمی دونم شما چند ساله هستی و از چه زمانی شروع به شعر گفتن کردی.... امیدوارم از نظر من هم ناراحت نشی... چون اگه انتقاد نباشه و همه به به و چه چه بگن، دیگه آدم پیشرفت نمی کنه.... شعر شما وزن نداره... یعنی در قالبی که سرودی نیاز به وزن هست... شما خواستی غزل بگی.... ولی واقعا من از هر طرف که می خونم وزنی درش نمی بینم.... اگه یه کمی رو این قضیه کار کنی بهتر میشه ... امیدوارم از من نرنجیده باشی.... برای شروع که این قضیه رو متوجه بشی، می تونی تعداد هجاهای هر مصرع رو بشماری....

سمیه

سرکارخانم امیدوارم بیشترتلاش ومطالعه نمایید این شعر درحدابتدایی است برای حفظ ابرولطف هرچه سریعترپاک نمایید

عارف

عشق عشق یار امد'بهار امد وقت وصال دلدار آمد هر دم بگفتم درد دلرا. بوی رسیدن به یار آمد چه خوش بودم آن دم کنارت. ناگه خزان به بار آمد برفت ز کفم دل یار. چو رقیب بی وجدان آمد عشق بشد ذلیل و خار. چو پول و مقام آمد نگرفتی دست یارت ای عشق. چو دوران وفا به سر آمد عارفا دگر نگویم سخن از عشق. چو زمان مرگ من آمد متخلص به عارف سلام شعر شما زیبا بود نظرتون درباره شعر من چیه? عارف تهرانی